|
+ نوشته شده در جمعه 24 آذر1385 7:50 نویسنده بـــــــــــهدخت جون و الـهه جون |
در ابتدا از ستاره جون که تو این مدتی که نه من و نه بهدخت جون وقت داشتیم با تمام مشغله ای که داشت زحمت اپ کردن وب رو کشید و اما ... نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم از خاک گلویم سوتکی سازد سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و یکریز و پی در پی خویش را بر گلویم سخت بفشارد خواب خفتگان خفته را اشفته تر سازد بدین سان بشکند درمن سکوت مرگبارم را ... از تمام دوستانی هم که محبت کردند و با نظراتشون این وب رو چراغونی کردند کمال تشکر رو دارم خاصه اقا رضا ...همه خانوم...اقا امیر حسین... ندا جون ... جناب سوشینات... فرزانه جون...اویسا جونم...کیمیاگر...نگار جونم...ارکیده جونم...مامان فرشته...و زهرا خانوم نجفی... نگاه خداوند...اراده ی تو ... شمارا پیش تر از پیش به جلو خواهد برد فرزاد حسنی یا علی خداحافظ همین حالا... نوشته شده توسط الهه + نوشته شده در جمعه 24 آذر1385 7:44 نویسنده بـــــــــــهدخت جون و الـهه جون |
به نام خدای محمد
و اما بعد.... سلام...سلام...سلام... خوبین...خدا رو شکر.... این بار هم من اومدم نوبت من نبود ولی چون دیدم از دوستامون خبری نیست گفتم من آپ کنم ایشالا خودشون میان .... خوب در سالگرد استاد منوچهر نوذری اول براتون متنی که آقای حسنی برای استادشون نوشتن میذارم... شگفتی به پایان رسید .اعجابی دیگر به خاموشی نشست و این همه در برابر چشمان ما اتفاق افتاد.این چند روز آسمان غبار آلود بود و چشمان ما گم...استاد فرصت را غنیمت شمرد.این بار هم حاضر جوابی کردو در غیبت و رندانه،لبخند را گیر انداخت. تکرارش تا آنجا که من می بینم محال است و تا آنجا که امید دارم سخت... منوچهر نوذری بهانه ی من بود برای حرف زدن و حال بی بهانه زیستن،سکوت را دامن می زند... استادم نیست،هر سه چراغ خاموش است! حالا من از کی بپرسم؟؟؟از کی بپرسم؟؟؟... (فرزاد حسنی-آذر۱۳۸۴)
--------------------------------------------------------------------------------------- دیگر اینکه می دونم همه می دونن ولی دوست دارم بگم جمعه ۱۷ آذر آقای حسنی مهمان صندلی داغ هستند(می دونم کمی تا قسمتی خبر سوخته آووردم) بعدشم یکی برای من میل زد و آهنگ روز رفتن رو خواست منم آهنگ رو گذاشتم اگر به آخر وب برید می تونید گوش کنید
--------------------------------------------------------------------------------------- خوب سوال و موضوع این بار :برای اونایی که دوسشون داریم چی کار کردیم؟ خوشحال میشم بگین اگر از این موضوع خوشتون نیومد در باره ی فردا صحبت کنید... --------------------------------------------------------------------------------------- از همه ی دوستانی که مهمون اینجا شدن تشکر می کنم .... مامان فرشته-آویسا-سارا گلی-قاصدک-كاميار-ارکیده-عمه مهسا-نظام-محدثه اقاجانی- مهرانا-شهرزاد رحیم نژاد- بهار7-زهرا نجفی-زهرا خانومی-نگار-فروغ ---------------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------------- کلام آخر: ای ستاره ها ستاره ها که از جهان دور یا محمد.... خدا حافظ.... ستاره.... + نوشته شده در پنجشنبه 16 آذر1385 17:8 نویسنده بـــــــــــهدخت جون و الـهه جون |
به نام خدای محمد
واما بعد.... سلام.... شرمنده که این آپ دیر شد آخه دوست داشتم براتون عکس از تسنیم بذارم ولی تمام عکسا خراب شد....اما خوب حالا اومدم ولی بی تسنیم.... از دو دوست گل و مهربونم تشک می کنم آپ های خوب و زیبایی داشتن... --------------------------------------------------------------------------------------- موضوع این پست رو تبسم میذارم...لطفا" دریغ نکنید و دربارش بنویسید درباره ی مو ضوع هم نظر بدین استقبال می کنم و خوشحال میشم اگه بدونم دوست دارین درباره ی چی بیشتر بگیم....راستی اگر شعری هم دارید برام بذارید ممنون میشم..... --------------------------------------------------------------------------------------- از دوستانی هم که به ما سر زدن مهمون نوشته ها و عکسامون شدن و اگه رمقی داشتن و چند خط برامون نوشتن تشکر می کنم..... آویسا-شهرزادرحیم نژاد-مونا-عمه مهسا-ندا-نگار-سما۲-بهار۷-یاسی-ریحانه- سارا مریدی-نفیسه-زهرایلدا-شب ایرانی-مهرانا-سارا گلی-امین-مامان فرشته- قاصدک-سبزگرافیک-ستاره-مهدی-لیلا-فاطمه-کامیار-فروغ-ارکیده-سما-حمید-... واقعا" ممنون که یه سرکی زدین و دقایقی رو با نوشته های ما سر کردین... --------------------------------------------------------------------------------------- --------------------------------------------------------------------------------------- --------------------------------------------------------------------------------------- کلام آخر: دلم می خواست سقف معبد هستی فرو می ریخت پلیدی ها و زشتی ها،به زیر خاک می ماندند بهاری جاودان آغوش وا می کرد. جهان در موجی از زیبایی و خوبی شنا می کرد! بهشت عشق می خندید. به روی آسمان آبی آرام، پرستوهای مهر و دوستی پرواز می کردند. به روی بام ها ناقوس آزادی صدا می کرد..... --------------------------------------------------------------------------------------- یامحمد... خداحافظ... ستاره..... + نوشته شده در چهارشنبه 1 آذر1385 19:25 نویسنده |
|