|
دوستای گلم سلام سلام سلام وای خیلی وقت بود من این وب رو اپ نکرده بودم بنا به دلایلی که بهدخت جون خبر داره و امیدوارم من رو ببخشه. ببینم من رو که یادتونه ......... ای بابا الهه هستم دیگه.زکی فراموش شدم. پیش از هر چیز اعیاد شعبانیه رو خدمتتون تبریک عرض میکنم.خاصه ولادت حضرت امام زین العابدین (ع) رو به تمامی مخاطبین این وب. از بهدخت جونم وابجی ستاره ی نازنینم تشکر میکنم که با اپهاشون سنگ تموم گذاشتن و فضایی دور از جنجال رو در این روزایی که کوله پشتیمون رو بی پدر کردن یا بهتر بگم کسی که شناسه و پدر کوله پشتی به حساب میاد رو ازمون گرفتن به وجود اوردن.
مرسی ابجی مرسی بهدخت
خب قطعا میدونید تو همچین روزایی کوله پشتی جشنی داشت به شیوه ی خودش خاصه خودش.و داداش فرزاد در مورد اعمال این رواز باهامون صحبت میکردن و گوشزد میکردن که از این روزا استفاده کنیم .به واقع حیف که از دست بدیم این روزا رو.
مستحب هستش که در این ماه:: روزه بگیریم . هر ک در این ماه پر برکت روزه بدارد بهشت بر او واجب میشود. از امام صادق روایت است که چون ماه شعبان داخل میشد حضرت امام زین العابدین (ع) اصحاب خود را جمع مینمودند و می فرمودند:: ای گروه من میدانید این چه ماهیست؟ این ماه ماه شعبان است. و حضرت رسول (ص) می فرمودند:: شعبان ماه من است پس روزه بدارید در این ماه برای محبت پیغمبر خود و برای تقرب به سوی پروردگار . همت کنی مفاتیح رو باز کنی خیلی چیزای دیگه هم میبینی که اینجا من بهشون اشاره نکردم.
من این عکسا رو از موسسه ایمان هنر سیو کردم.{گفتم بگم کسی شاکی نشه}
من این عکس رو از موسسه ایمان هنر گرفتم گفتم بگم بعدا کسی شاکی نشه.
خب امیدوارم کوله پشتی بیشتر از این ادامه پیدا نکنه چون واقعا بی مزه و سرد شده و اینطور سابقه ی درخشانش زیر سوال میره و کم کمک فراموش میشه.امیدوارم داداش فرزاد به زودی سریالی بازی کنه یا اینکه در یکی از شبکه های دو و یک برنامه ای رو روی انگشتش بچرخونه ، امیدوارم. به این حدیث خوب دقت کنید::
از تمام عزیزانی که قدم رنجه کردند و تشریف اوردن تشکر میکنم.ما رو فراموش نکنید . امیدوارم از این پست خوشتون اومده باشه. یا علی خداحافظ همین حالا...
+ نوشته شده در یکشنبه 28 مرداد1386 18:7 نویسنده بـــــــــــهدخت جون و الـهه جون |
یکی بود ،یکی نبود. روزها آمدند و رفتند... ۸۳ بود ،۸۴ شد،۸۵ رفت،۸۶ آمد... گذشت زمان...سال ۸۳ بود که وقتی پیچ تلویزیون را باز کردم متوجه برنامه ی جدیدی شدم...برنامه ای نو بود...حرف هاش...بحثهاش...هدفش...حتی مجریش مرداد ماه جلالی ۱۳۸۶...کوله پشتی همان دوست چند سال پیش ما...همان دوستی که پدرش فرزاد حسنی بود...همان دوستی که هر چه دارد از فرزاد حسنی ست...همان دوستی که چیز ها یادمان داد ...فرزاد حسنی ....(!)باز هم تابستان و همه منتظر...اصلا" قرار نبود برنامه ای با این عنوان باشد...اصلا" قرار نبود ...حالا که آمده است ...و باز هم گویا به درخواست مردم...مردم...مردم...(!)برای کارهای نو...حرف های نو...اما می گذرد ...برنامه شروع می شود ...روز ها از پس هم می روند و می آیند...زمان پخش ساعت ۹ شب...پخش نا منظم...با تاخیر و ....اما باز هم دیده می شود ...و پس از این همه مدت یک برنامه...فقط یک برنامه همه چیز را عوض می کند ...فردی که از او چیزی به جز صداقت در اجرا نمی دیدیم ... چیز های بسیار یادمان داده بود...و روز ها و شب های تابستانی خود را با برنامه اش سپری می کردیم... می رود...همه ی چیز هایی که یادمان داد و گفته بود ...همه ی خوبی ها و روشنایی که در کلامش بود...تمام شد...فرزاد حسنی رفت ...ظاهرا" به خاطر بیماری قلبی...رفت به خاطر فشار برنامه ی زنده...ولی به راستی به همین دلایل رفت؟؟؟شنبه۱۳ مرداد ماه جلالی ۱۳۸۶،همه منتظر کوله پشتی ...برنامه شروع می شود...تیتراژ ...دوباره روی شونم ...نور استدیو را روشن می کند...ولی دیگر نه با به نام کسی که اگه حکم کنه همگی محکومیم...فرزاد حسنی نیست...به خاطر بیماری قلبی (!)یکشنبه ۱۴مرداد ماه جلالی۱۳۸۶،همه منتظر کوله پشتی...برنامه شروع می شود...تیتراژ... دوباره روی شونم... نور استدیو را روشن می کند و باز هم فرزاد حسنی نیست ...دوشنبه ۱۵ مرداد ماه جلالی۱۳۸۶،همه منتظر کوله پشتی...برنامه شروع می شود...تیتراژ... دوباره روی شونم... نور استدیو را روشن می کند و باز هم ... سه شنبه ۱۶ مرداد ماه جلالی ۱۳۸۶،دیگر انتظار کوله پشتی معنا ندارد... حالا ماییم و کوله پشتی بدون پدر (!)کاش دیگر نباشد...کاش هیچ وقت کوله پشتی ۴ شروع نمی شد...کاش ...حالا باز هم فرزاد حسنی را حمایت می کنیم...باز هم به خاطر چیزها که یادمان داد از او سپاس گزاریم...هنوز هم آخر برنامه منتظر خداحافظ همین حالاییم ...کاش کوله پشتی به رسم ادب دیگر پخش نشود... کاش اگر هم هست نامش برگردد... به رسم او:شب رفتنت آرزو می کنم،خدا وقت دوریت رو کمتر کنه... خداحافظ همین حالا...
+ نوشته شده در چهارشنبه 17 مرداد1386 12:53 نویسنده بـــــــــــهدخت جون و الـهه جون |
سلام به همه شما که الان دارین این مطلب رو میخونین.اول از همه از تمام اونایی که میانو با ما همراه هستن تشکر میکنم و دوم اینکه ازتون میخوام اگه سوالی دارین چه در زمینه موضوع وب یا هر چیز دیگه حتما بپرسید اگه توانایی پاسخگویی داشتیم دریغ نمیکنیم مطمئن باشین!!! خوب بریم سر اصل مطلب: کوله پشتی ۴ هم اکنون گرچه به طور نامنظم از شبکه ۳ در حال پخشه که امیدواریم در اینده به طور منظم تری پخش بشه!!!بچه ها یه چیز تو برنامه کوله پشتی خودشو خیلی نشون میده البته نسبت به سری های قبلی اونم نبود بخش هایی مثل اس ام اس یا وله های مختلف یا ویژه واسه شب ارزو ها که تو سری های قبلی همیشه برنامه های متفاوتی برای این روز داشت که امسال ما ندیدیم ولی به جاش به اندازه کافی از شبکه ها و برنامه های دیگه دیدیم!!!!!!تو مجله خوندم"فرزاد حسنی خود را حذف کرد" و این خیلی جالبه چرا؟!چون کوله پشتی تقریبا اولین برنامه ای بود که در اون اس ام اس راه اندازی شد یا بهتر بگم ارتباط مخاطب با برنامه از طریق اس ام اس بوسیله کوله پشتی رونق گرفت و بعد در برنامه های دیگه همه گیر شد!شب ارزو ها هم همینطور کوله پشتی نقش اساسی درش داشت!امسال اگه دقت کرده باشید همه برنامه ها حداقل یه ویژه واسه لیله الرغائب داشتند جز کوله پشتی که بانی این کار بود!!!به نظر من این خیلی خوبه چون الان همه اون نبودها یی که در برنامه کوله پشتی دیده نمیشه مثل اس ام اس ُوله و و ویژه واسه شب ارزو ها و...به طور وافر در برنامه های دیگه دیده میشه یا چطور بگم اصلا شورشو در اوردند الان هر برنامه ای حتی اگه ۵دقیقه هم باشه های یه بخش اس ام اس یا مسابقه اس ام اسی داره!!!فرزاد حسنی امسال در برنامه کوله پشتی همه قسمت هایی رو که خودش و یا برنامه اش ابداع کرده بودند یا باعث رونقش شده بودند را حذف کرد تا برنامه های دیگه به اندازه کافی از اونا استفاده کنند!!!در اخر این موضوع باید بگم نبود این چیزا برای برنامه کوله پشتی یه نقطه قوت محسوب میشه و اونو نسبت به برنامه های دیگه خاص میکنه!!!!
و بعد تا حالا تو این وب به طور جامع راجع به ۷شنبه صحبت نکرده بودیم اگرچه تکرار مکرراته ولی قند مکرره!!!!! عوامل برنامه : کارگردان :فرزاد حسنی تهیه کننده:فریبرز گلبن سردبیر:ابوالقاسم صادقی ادیت و ارتباطات:حسن معین و با همکاری افشین حسینخانی و ندا رادمهر و هادی ابوالفضلی و فرزاد محمدی و سایرین. بازیگران و گویندگان: فرزاد حسنی(حشنگ و دونه درشت) امیر منوچهری(صفدر) امیر زنده دلان(بچه زنده) افشن حسینخانی(مهندس افشون گر) محمودرضا قدیریان(الن) شبنم مقدمی(خاله اقدس و دلنواز) مریم جلینی(مرد مخفی و گلابتون) الهام زرتاختی(واویلا و فلفلی)
و در اخر اینکه برنامه ۷شنبه از شبکه رادیویی جوان (موج ۸۸.۱ مگاهرتز)صبح جمعه از ساعت۹ تا ۱۱:۳۰ پخش میشه!!! امیدوارم از این پست لذت برده باشین .نظر هم بدین بگین این وب چی کم داره !! علی یارتون خداحافظ بهدخت
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 مرداد1386 17:57 نویسنده بـــــــــــهدخت جون و الـهه جون |
سلام بیایید درست قضاوت کنیم... نمیدونم در جریان اتفاقات چند روزه ی اخیر هستید یا نه ولی اگه یه کم با افراد صحبت کنید یه چیزایی دستتون میاد...برنامه ی کوله پشتی با اجرای فرزاد حسنی و حضور سردار رادن... خیلی از دوستان مخالف و خیلی ها موافق ...در این میان سیل انتقادات هست هم از فرزاد حسنی و هم از نیروی انتظامی...وبیشتر این فرزاد حسنیه که در تیر رس انتقادات قرار داره... و بیشتر گفته میشه که چرا مصاحبه با سردار رادن به اون شکل بود...؟ولی آیا این درسته که درمقابل انتقادات وارده جبهه گیری کنیم؟ چیز هایی که بیان شد شاید خیلی ها ندیده باشن و بالعکس خیلی ها هم باشن که دیدن و آزرده خاطر شدن...حالا چون همه ندیدن وجود نداره؟ وقتی اشکالاتی وارده باید گفته بشه تا حل بشن...این مائیم که قراره تو این امنیت زندگی کنیم چرا همیشه با گفتن قسمتی از حقیقت به این شکل برخورد میشه؟ (هر چند آقای حسنی هم کمی تند رفتن ...)اگه در این شرایط بخوایم بدی ها و کاستی ها و اشتباهات و ...هر چیز دیگه ای که اسم بذاریم روی اون سرپوش بذاریم و از خودمون پنهان کنیم...هیچ وقت نمی تونیم اون طرح رو به تکامل برسونیم و کاملش کنیم... وقتی چنین اتفاقاتی در جامعه ی امروز که ما درش هستیم وجود داره چرا ازشون فرار می کنیم و تا کسی بیانشون می کنه سعی بر مجازاتش داریم...وقتی اشکالاتی هست باید حل بشه... این عادت ماست که با حقیقت بیگانه ایم و گاه گاه ازش گریزان...کاش به جای سینه سپر کردن در مقابل شرایط موجود و مقاومت در مقابل انتقادات یه کم هم فکر می کردیم که چه قدر درسته ...تا کی می خوایم به این روش ادامه بدیم ....بیایید باور کنیم با تعریف و تمجید های نابجا وزیادوافراطی دیگه نمی تونیم کاری بکنیم...الآن که می تونیم بگیم حرف بزنیم صبر نکیم که زمانی برسه و افسوس بخوریم که چرا نگفتیم ... بیایید حقایق رو بپذیریم... خداحافظ... + نوشته شده در سه شنبه 2 مرداد1386 10:16 نویسنده بـــــــــــهدخت جون و الـهه جون |
|